بازگشت به آرشیو

پورنِ پنهان

23 ژوئن 2026، ساعت 13:03 یادداشت

یادداشتی درباره‌ی «فمینیستی‌زیستن» سارا احمد
 

مرد در تاریکی غلتید و گفت خوشحالم که پستان‌هایت آویزان نیست.

و این را با بدخواهی نگفت. با آرامش گفت. انگار دارد از آب‌وهوای خوب منطقه‌ای که در آن ساکن شده، حرف می‌زند.  در آن لحظه نه عصبانی شدم، نه سخنی گفتم. فقط  «چیزی» کوچک در ذهنم ثبت شد و ماند.

بعدها فهمیدم آن چیز کوچک این بود: او داشت از تن من حرف می‌زد، اما با معیاری که مال من نبود. خطوطی را روی تنم می‌دیدم که نه من کشیده بودم، نه مردی که تماشاچی تنم بود.

متری که از جای دیگری آمده بود و  اعدادش آنقدر در نگاه هر دومان نشسته بود که دیگر نمی‌دیدیمش.

آن خط‌کش از کجا آمده؟

تیسین، نقاش ونیزی قرن شانزدهم  در تابلویی که «ونوس اوربینو» نام گذاشته، زنی را ترسیم کرده که در بستر دراز کشیده؛ برهنه، سفید، بی‌لک. پوستش در نور ملایم می‌درخشد. نگاهش مستقیم به بیننده است؛ نه به آسمان، نه به دیوار. به تو. به کسی که نگاه می‌کند.

درباره‌ی این تابلو نوشته‌اند: «زندگی در لطافت تنش جریان دارد.»

و من از خودم می‌پرسم: این زندگی مال چه کسی‌ست؟

آن زن در تابلو نه می‌خوابد، نه فکر می‌کند، نه درد دارد، نه پیر می‌شود. پستان‌هایش آویزان نیست. شکمش تا نخورده. پوستش لک ندارد. او آنجا دراز کشیده تا دیده شود. زندگی‌ای که در تنش جریان دارد، زندگی‌ای است که برای نگاه دیگری جریان دارد. نه از درون خودش، که از بیرون، از چشمی که تعریف می‌کند چه چیزی ارزش دیده شدن دارد.

این نقاشی فقط یک اثر هنری نیست. یک آموزش است. آموزشی که پانصد سال است تکرار شده؛ در تابلوهای دیگر، در مجسمه‌ها، در رمان‌ها، در فیلم‌ها، در هر جایی که تن زن به عنوان سوژه ظاهر شده است. همیشه همین تن، همیشه همین نور، همیشه همین آمادگی برای نگاه شدن.

ما اسم این را هنر گذاشته‌ایم. هنر فاخر. میراث بشری.

سارا احمد در «فمینیستی‌زیستن» از مفهومی حرف می‌زند که «جهت‌گیری» می‌نامدش. می‌گوید ما از همان ابتدا یاد می‌گیریم به کجا رو کنیم. بدن‌مان، توجه‌مان، میل‌مان کدام‌وری باشد. این جهت‌گیری آن‌قدر زود و آن‌قدر آرام اتفاق می‌افتد که دیگر آن را «یادگیری» نمی‌بینیم. بلکه فکر می‌کنیم طبیعی است. فکر می‌کنیم این منم که این‌طور هستم.

اما احمد می‌پرسد: اگر از کودکی به تو بگویند که کوچک‌تر باش، کم‌تر جا بگیر، کم‌تر بخواه، آیا این «تو» هستی یا چیزی است که از تو ساخته‌اند؟

پورنِ پنهان در هنر فاخر دقیقاً اینجاست. نه در تصویر برهنه‌ای که روی بوم است، بلکه در نگاهی که درون ما نشسته متجلی می‌شود. در معیاری که بی‌آنکه بدانیم، از آن استفاده می‌کنیم. وقتی در تاریکی می‌شنویم که پستان‌هایمان آویزان نیست و چیزی در ما  (پیش از هر چیز دیگری) آرام می‌شود.

آن آرامش، آن لحظه‌ی کوچک رضایت، آن‌جاست که پانصد سال نقاشی در ما زندگی می‌کند.

احمد می‌گوید فمینیستی زیستن یعنی جهتت را عوض کنی. رو بگردانی از آنچه بهت گفته‌اند «ببین». لحظه‌ای که فاصله می‌گیری حتی وقتی آن نگاه درون خودت نشسته.

«فمینیستی زیستن» کتاب راحتی نیست. واقعیت‌هایی را بیان می‌کند که می‌توانند غم‌انگیز باشند. گاهی می‌رنجاندمان. اما هم‌زمان چیزی در ما بیدار می‌کند. نه خشم صرف، نه یأس، شاید چیزی باشد شبیه شجاعت. حساسیتی که بعد از خواندنش نمی‌توانیم نادیده‌اش بگیریم: در یک تبلیغ، در جمله‌‌ای معمولی، در  لحظه‌‌ای تاریک.

و پرسشی که کتاب پاسخش را نمی‌دهد  اما در ذهن مخاطب می‌کارد این است: چطور تعادل ایجاد کنم؟ بین آن منتقد درونی که دیگر نمی‌تواند کور باشد، و جهانی که بیرون از من مدام ارزش‌های ضدزن تولید می‌کند و می‌فروشد؟

این پرسش بی‌پاسخ، به نظرم، بزرگ‌ترین لطف کتاب است. چون نشان می‌دهد که این مبارزه، این چالش میان دیدن و دیده شدن و خواستن و نخواستنش مدام ادامه دارد. و ما در آن تنها نیستیم.

پونه بریرانی

 

*تصویر مطلب، از روی نقاشی تیسین و توسط هوش مصنوعی تولید شده.

 

تهیه کتاب:

«فمینیستی زیستن»

 نوشته‌ی سارا احمد

نشر نوگام

پورنِ پنهان