اورلاندو
درباره این کتاب
نوشتن رو از دوم راهنمایی شروع کردم. وقتی که تو زنگ انشا اشک خودم و هم معلم رو در آوردم. هنوز یادم هست که آقای امینی به من ۲۰ داد و زیرش با اون دست خط گله گشادش نوشت آقای طامه انشای شما را فراموش نمیکنم.
از همون روز بود که شروع کردم به نوشتن. اوج نوشتنهای من دوم دبیرستان سر کلاسهای آقای فرهاد بیگی بود. پیرمردی با جذبه و ریزه میزه که توی این مدارس که فقط بچهها رو شستوشوی مغزی میدن تلاشش رو کرد که بیدارمون کنه. ولی معمولا بچهها سر کلاسش میخوابیدن و خود من هم بعد از سه سال جون کندن توی دانشگاه مهندسی تونستم بیدار شم.
اورلاندو زمانی متولد شد که دیگه قید همه چیز رو زده بودم. یک حرکت انتحاری. منی که تمام عمرم رو داشتم با تصمیمات پدر و مادر زندگی می کردم و حالا ۵ ترم بود که داشتم توی تهران مرکز مهندسی کامپیوتر میخوندم. نزدیک بهمن ۹۱ بود که قید همه چیز رو زدم و عزمم رو جزم کردم که برم به سمت اون چیزی که میخوام؛ ادبیات نمایشی. روز های سختی بود. از یک طرف انصراف از دانشگاه، از طرف دیگه خوندن برای کنکور مجدد و از طرفی دیگه غرغرهای همیشگی پدر و مادر. توی همون روزا بود که اورلاندو شروع شد به شکل گرفتن. شاید در جواب اون حرف پدر که گفت:
- خب میدونم نویسندگی چیه ولی منظورم کاره! شغل! میخوای چیکاره شی؟ این رو به من بگو!
اورلاندو چهارمین نمایشنامهای بود که مینوشتم. قبلش دو تا کمدی کوتاه داشتم که دیالوگنویسیشون خیلی به دلم نمینشست و یک نمایشنامه برگرفته از فالووینگِ کریستوفر نولان.
با خودم عهد کرده بودم تا این وضع دیالوگ نویسی ام درست نشد سراغ نمایشنامه نوشتن نرم. خوندم و خوندم و خوندم و یک روز دیدم که اورلانو آماده و شسته رُفته روی میزمه. وقتی مینوشتمش خودم تعجب میکردم. منی که علاقه ای به مونولوگهای بلند نداشتم حالا داشتم مونولوگهای ده خطی مینوشتم. منی که علاقهای با ارتباط مستقیم با مخاطب نداشتم حالا یکی از شخصیتهام رو راویای گذاشتم که مستقیم با تماشاگر حرف میزنه. و از همه عجیبتر حضور یک راهبه توی نمایشنامهام بود!
بین خودمون بمونه. اورلاندو به من اعتماد به نفس داد. وقتی کار تموم شد و از اول تا آخر خوندمش، احساس خوشحالی کردم. مثل دفعههای قبل نبود که وسطای کار از خودم خسته بشم. البته تایید سعید - دوستم- بیتاثیر نبود. سعیدی که مستقیم تو چشمت زل میزنه و میگه مزخرفه. شاید با ادبیاتی محترمانهتر ولی منظورش اینه که مزخرفه.
اورلاندو خلق شده و من خوشحالم. چه دنیا بفهمه چه نفهمه. من تک تک شخصیت هام رو دوست دارم. اورلاندو رو با وجود یخ بودنش دوست دارم. آکاپولکو رو با وجود احمق و بی چاک و دهن بودنش دوست دارم. خوشگله رو به خاطر لوس بودنش و پاریس رو به خاطر بی اعصاب بودنش دوست دارم.
و باور کنید هیچ چیز لذت بخشتر از این نیست که آدم هایی رو خلق کنید، بازیشون بدید، برنجونیدشون و از بین ببریدشون. هیچ چیز.
توضیحات ناشر
نمایشنامه اورلاندو ایدههای جالبی دارد، از جمله نامگذاری افراد، داستان نمایش با دیالوگهای روانی به صورت نمایش ارائه شده است، دیالوگهای تاثیرگذار. گاهی متن بیش از حد به داستانگویی میافتد و درواقع به جای استفاده از موقعیت حال حاضر (زمان فعلی نمایشنامه/ موقعیت روی صحنه) به داستانهای گذشته پناه میبرد. این تا اندازهای برای ساختن فضا و موقعیت لازم است بخصوص که داستانها خوب طراحی و تعریف شدهاند اما گاهی ما به جای غرق شدن در موقعیت انسانی حال حاضر، به داستانهای گذشته پناه میبریم و تاثیر آنچه الان برای آدمها اتفاق میافتد را فراموش میکنیم. اصل شکل دهنده متن موقعیت است، موقعیت خاص این شخصیتها: آوارگان جنگی در پناهگاه آوارگان و بخصوص آکاپولکو که در یک موقعیت انسانی تا حد پوچی خطیر گرفتار است: یافتن پدر و مادری که او را به فرزندی قبول کنند.
* نسخه صوتی این کتاب با همکاری گروه فرهنگی کاسپین تولید شده و برای دانلود و شنیدن آنلاین در دسترس است.
موسیقی از
این کتاب در تاریخ ۱۱ بهمن ماه ۱۳۹۲ (۳۱ ژانویه ۲۰۱۴) منتشر شده است.
اورلاندو
نظر شما درباره کتاب
-
میهمان 26 دسامبر 2013، ساعت 18:22سلام و خسته نباشید میگم بهتون آقای طامه خیلی خوشحال شدم که با کتاب شما مواجه شدم که منجر شد به این قضیه پی ببرم که خودم باشم و به اون چیزهایی که دوست دارم برسم .من یه خواهش ازتون دارم و اون اینه که مصمم و بااراده و با علاقه به کارتون ادامه بدید من از دوست دارم بنویسم ولی نه نمایشنامه در هر صورت به کارتون ادامه بدید عذر میخوام که متن طولانی شد.با آرزوی موفقیت و بهروزی برای شماپاسخ
-
پیام طامه 29 دسامبر 2013، ساعت 9:11خیلی ممنون مهمان محترم!ولی در کل با این روند خیلی حس و حالی برای ما نمی مونه که بخوایم بازم بنویسیمکار اول من که اینجا رد شد و این یکی هم که می بینید تقریبا نصف مبلغ تامین شده و چاپ نخواهد شدبه هر حال خوشحالم حداقل این کتابی که چاپ هم نخواهد شد به یک نحوی روی یک نفر تاثیر گذاشتموفق باشیدپاسخ
-
jawad 21 ژانویه 2014، ساعت 5:20salam site khobi ast man mekhstam ke ketab mowrede alaqa am ra download konamپاسخ
-
ویراستار نوگام 25 ژانویه 2014، ساعت 16:52جواد عزیز اگر میخواهید این کتاب را دانلود کنید باید تا هفته آینده صبر کنید تا کتاب منتشر شود. با احترامنوگامپاسخ
-
سیدعلی عربی 13 فوریه 2014، ساعت 7:53نوگام شیوهای تحسین برانگیز پدید آورده اما این بین فکری برای بزرگ شدن یک اثر نداشته.تا جایی که من میدانم< این آثار هیچ شانسی برای بزرگ شدن نخواهند داشت و این حاصل تفکری است که سقفی برای عظمت یک اثر قائل میگردد.تفکر نوگام حمایت از نشر راحت و نه حمایتی برای جهانی کردن یک اثر بزرگ است.امید داشتم جایی برای بحث روی بهبود این عملکرد نو ببینم که متأسفانه نوگام در این مورد به شدت خود محور عمل کرده.پاسخ
-
ویراستار نوگام 13 فوریه 2014، ساعت 10:24آقای عربی عزیز سلام، از اینکه کار نوگام را دنبال می کنید و نظرتان متشکریم. نوگام نشر نوپایی است که با همکاری گروهی کوچک و به پشتوانه حمایتهای مالی دوستان کتاب فعالیت میکند. بنابراین هرچند که ایدهها و فکرهای بزرگی هم در این گروه شکل بگیرد، پیاده کردن همهی آنها کار آسانی نیست. البته ما نهایت تلاش خود را میکنیم که آثار نوگام را به مخاطبان بیشتری برسانیم. در این راه همیشه از پیشنهادات و کمک فکری شما استقبال میکنیم. اگر مایل هستید لطفا با ما تماس بگیرید تا بتوانیم از تجربه و نظرات شما استفاده کنیم[email protected]با احترامنوگامپاسخ
-
حجت اله مختاری 14 فوریه 2014، ساعت 9:23کتاب عرفان کیهانی از خانم نیرومنش را می خواهم بخرم چطوری ممکن شماره ...----پاسخ: متاسفانه اطلاعاتی راجع به کتابی که گفتید نداریم.پاسخ
-
حسین شهیدی 22 فوریه 2014، ساعت 20:47سپاس از نوگام و کار سترگش خیلی نمایشنامه دوست دارم . امیدوارم اجرای این کار رو هم ببینیم .پیام جان کتابت هم که چاپ شد . بیشتر و بهتر بنویسی دوست منپاسخ
-
Payam Tameh 27 فوریه 2014، ساعت 9:12خیلی ممنون آقای شهیدی. امیدوارم طوری بشه که اجرای این کار رو هم توی سال آینده ببینید.پاسخ
-
hosein 18 مارس 2014، ساعت 20:05سلام لطفا فرمت Mobi کتابها رو هم برای مطالعه در ایبوک ریدر کیندل بذارید. باسپاسپاسخ
-
ویراستار نوگام 19 مارس 2014، ساعت 11:07حسین عزیز سلام، کتابهای نوگام در فرمت پیدیاف در کیندل به راحتی قابل خواندن است و چون فرمت استانداردی دارند مشکل سایز وجود ندارد. نوگام کتابها را فقط با دو فرمت پیدیاف و ایپاب منتشر میکند.پاسخ
-
Ali Akram Ahmadi 1 آوریل 2014، ساعت 0:54Salam fekr mikonam belakhare jaee baraye matrah kardan neveshteham pida kardam .lotfan behem begid keh dorost fekr mikonam ? Khili az shoma sepas gozaram.پاسخ
-
saeid ensafi 1 آوریل 2014، ساعت 2:08از زحمات شما بابت راه اندازى اين سايت ارزشمند تشكر و قدردانى ميكنم. موفق باشيدپاسخ
-
Aryan Ebrahimi 1 آوریل 2014، ساعت 20:12لطفا براي كاربران آيفون و انرويد فونت سايت نوگام را طراحي كنيد تا به راحتي اين كاربران بتوانند با گوشي ها تبلت هاي خود از اين سايت كتاب هايش استفاده كنندپاسخ
-
hadi hasanzadeh 3 آوریل 2014، ساعت 13:33you got the best and most helpful web.keep your fingers crossedپاسخ
-
ميثم صالحي 5 ژوئن 2014، ساعت 20:43جناب طامه. آقا پيام!!!!!!!اگه منو يادت اومد!!!!!!!!!!......هنوز اورلاندا رو نخوندم. ولي به اينكه تو يه حرفي واسه گفتن داري اطمينان دارم يه حرفي از نوع بكت!!!!!!!! يا يورك!!!!!!! يا ........ . همچنان پيگيرت هستم. موفق باشيپاسخ
-
مائده 13 ژانویه 2015، ساعت 9:07بخش درباره ي كتاب سرشار از شور و هيجان بود. پروفايل شما رو هم خوندم و به نظرم كار خيلي خوبي كرديد كه دنبال ارزش زندگيتون رفتيد. هميشه اين فشارها و رنج ها در مسير ارزشهاي آدم وجود داره. اما تازه تو اين مسيره كه آدم به معناي واقعي زندگي رو زندگي مي كنه. اميدوارم موفق باشيد.پاسخ
-
سه قصه 6 مه 2015، ساعت 10:03باتشکر از دست اندرکاران تهیه این کتاب صوتی فقط می خواستم یک نکته کوچک را بگویم. صدای این خانم که برنامه را اجرا می کند قشنگ است ولی مدل حرف زدنشان لوس است. بیشتر شبیه بچه های سه ساله است. اگر کمی سفت تر حرف بزنند اجرا خیلی بهتر است. با احترام.پاسخ
-
-
ویراستار نوگام 12 مه 2015، ساعت 15:00سلام شما کافی است روی علامت فلش سرپایین که کنار آیکونهای شبکههای اجتماعی و آیکون قلب (پسندیدن مطلب) قرار دارد کلیک کنید تا هر قسمت نمایشنامه دانلود شود. سپس روی آیکون فوروارد پایین دست چپ کلیک کنید تا به بخش بعدی کتاب بروید و دوباره آن بخش را به همین روش دانلود کنید. تا آخرین بخش.پاسخ
-