شهناز گلمحمدی
متولد هزاروسيصدوپنجاهويك هستم. نوشتن از خودم برايم خيلی سخت است، اصلاً دوست ندارم چيزی از خودم بگويم، نه برای اين كه به نظر مبهم و پيچيده بيايم، تنها از اين جهت كه آدمی كه مینويسد، توی نوشتهاش خودش را به قدر كفايت شناسانده، من ديگر چی دارم بگويم؟ جز اين كه میخواستم نقاش بشوم، نشدم، چون سخت بود. اين شد كه نوشتم، همان چيزهایی را كه دوست داشتم، نقاشی كنم. اگر نقاش میشدم، صبح تا شب زنان عريان را میكشيدم.
کتابها
نسيان - جلد اول
چهطور متولد شد؟ چه میدانم؟ يادم نيست و اين خيلی طبيعی است، كی درست و دقيق يادش مانده بچهاش كی نطفه بسته؟ همه يك قصهای …
نسیان - جلد دوم
یک مریضی هست به نام سندروم کتاب دوم، اینطور که نویسنده میترسد کتاب دومش به خوبی کتاب اولش نباشد، بگذریم از این که مرضی به …
نسیان - جلد سوم
در هر لحظهی زندگیام درگیر موضوع به یاد آوردن و از یاد بردن هستم: نمیتوانم فراموش کنم، پس مینویسم تا همزمان به یاد بیاورم و …