سقط جنین
دریافت فایل
PDF Epub

سقط جنین

درباره این کتاب

علیرضا میراسدالله سیزده ساله بود که اولین قصه کوتاهش را ته دفتر مشق ریاضی اش نوشت. پدرش (آقا مهدی) به طور اتفاقی آن قصه را خواند و جدا از آنکه صفحات دفتر را پاره کرد و دور ریخت، دو تا سیلی جانانه هم به علیرضا زد و گفت: «کره خر به جای نوشتن این خزعبلات برو به ریاضی برس که نمره چهار نگیری. قصه نوشتن برای آدم نون و آب نمی شه!»

همان دو سیلی کافی بود که علیرضا تصمیم‌اش را بگیرد و برای دهن کجی به پدرش هم که شده نویسنده شود. او برای کسب تجربه - که بعدتر به درد قصه نویسی می خورد - در چهارده سالگی به جبهه جنگ با عراق رفت و در بیست و سه سالگی به نیوزلند مهاجرت کرد. بعد از آن هم خودش را به دست باد سپرد و سر از جاهای عجیب و غریبی در آورد که در حوصله این مقدمه کوتاه نمی‌گنجد. متاسفانه  پیش از آنکه علیرضا موفق شود اولین اثرش را چاپ کند آقا مهدی خودکشی کرد و نویسنده شدن پسرش را ندید. علیرضا بعد از چاپ چندین و چند کتاب کوتاه و بلند به عمق حرف پدرش پی برد و فهمید که نویسندگی برای آدم- مخصوصا از جنس ایرانی - نون و آب نمی شود ولی دست از قلم نکشید و مجموعه سقط جنین دهمین کتاب تالیفی او است که در برگیرنده قصه‌های کمتر قابل چاپ - با قواعد ممیزی داخل ایران - است. علیرضا در این مجموعه سعی کرده که روح قصه گویی را فدای فرم‌های ادبی نکند و بیشتر قصه‌ها شکل خاطره نگاری دارند. آزادی در بیان و استفاده از کلمات و عبارات راحت و متداول - نه رکیک و زننده - یکی از دلایل خاک خوردن این مجموعه بوده که حالا به همت نشر نوگام در مسیر چاپ قرار گرفته است.

نظر نوگام

مجموعه داستان سقط جنین روایت درگیری‌ها و مشغله‌های اخلاقی در زندگی روزمره است که در تک تک ماجراهای زندگی می‌توان اثری از آنها پیدا کرد. از کودکی که در یک شهرک کارمندی بیرون شهر و در میان روستاها بزرگ می‌شود و اجازه ندارد با روستاییان ارتباط داشته باشد تا معلمی که می‌فهمد یکی از دختربچه‌های کلاس درسش از برادر بزرگترش حامله است، همگی نشان از تناقضات اخلاقی جامعه ای دارد که نویسنده به تصویر می‌کشد. رابطه‌هایی که بر دروغ استوارند و همسایگانی که به هم شک دارند و از هم می ترسند، همه و همه تزلزل اخلاقی این جامعه را نمایان می‌کنند. مجموعه داستان سقط جنین در عین روایت تلخی‌های زندگی، زبان کنایه آمیزی دارد که در بعضی موارد به طنز سیاه تنه می‌زند. همه اینها باعث می شود که چنین کتابی نتواند از زیر تیغ سانسور عبور کند و برای انتشار بدون جرح و تعدیل به فضایی بازتر نیاز داشته باشد.

 

این کتاب در تاریخ ۲۲ تیر ماه ۱۳۹۲ (۱۳ ژوییه ۲۰۱۳) منتشر شده است.


کتاب صوتی

سقط جنین

مرشد حمومی

نظر شما درباره کتاب:

نظر شما ثبت شد و پس از بررسی مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
captcha
  • محبوبه

    سلام.من 5 پوند پرداخت کردم چند ساعت پیش و ایمیل رسیدش هم برای من اومد، ولی چرا به مبلغ این صفحه چیزی اضافه نشده؟؟
    2 مه 2013، ساعت 19:43:04 پاسخ
  • مدیر نوگام

    محبوبه عزیز، ممنون از حمایت شما. ۵ پوند شما دریافت و الان به سایت اضافه شد. سیستم به روز کردن پرداخت اتوماتیک نیست، پرداخت‌ها نهایتا بعد از یک روز کاری به سایت اضافه می‌شود.
    3 مه 2013، ساعت 9:39:26 پاسخ
  • مژگان ابطحی

    چرا من هرچی پرداخت به ریال رو میزنم صفحه بعدی باز نمیشه؟! :(
    30 مه 2013، ساعت 15:47:21 پاسخ
  • مدیر نوگام

    خانم ابطحی عزیز، ممکن است اشکال از وارد کردن میزان حمایت با اعداد فارسی باشد. اگر به لاتین عدد را تایپ کردید و همچنان مشکل داشتید، ممنون می‌شیم به ما اطلاع دهید تا سریعا مشکل را برطرف کنیم. از توجه شما ممنون
    31 مه 2013، ساعت 8:39:28 پاسخ
  • BAHAR

    حضور چنین نویسنده ها و کتابهایی در دنیای کنونی بسیار مغتنم است.ممنون از شما
    14 ژوئیه 2013، ساعت 8:16:18 پاسخ
  • وحید

    ممنون
    14 ژوئیه 2013، ساعت 8:50:07 پاسخ
  • samad

    I really like reading Persian novels.
    15 ژوئیه 2013، ساعت 17:26:19 پاسخ
  • somayeh

    in che maskhare bazi ie? ye ketab mikhaym download konima
    17 ژوئیه 2013، ساعت 3:55:22 پاسخ
  • مدیر نوگام

    سمیه عزیز، مشکلی در دانلود کردن کتاب پیش آمده؟
    17 ژوئیه 2013، ساعت 9:16:13 پاسخ
  • amirhossein mirfakhraei

    سلام جناب میراسداله عزیز ممنونم.
    19 ژوئیه 2013، ساعت 18:21:54 پاسخ
  • محسن

    فایل epub با اپلیکیشن Alkido باز نمیشهفونتش رو تشخیص نمیده
    22 ژوئیه 2013، ساعت 6:58:18 پاسخ
  • administer

    محسن عزیز سلام. ممنون از اینکه اطلاع دادید. لطفا از اپلیکیشن‌های دیگر اندروید برای خواندن کتاب کمک بگیرید تا ما این مشکل را بررسی کنیم.تشکرنوگام
    22 ژوئیه 2013، ساعت 13:09:04 پاسخ
  • maria

    vaghean jaye tashakor dare merccccccccc
    26 ژوئیه 2013، ساعت 11:58:44 پاسخ
  • Sina Hosseinzadeh

    خیلی خوب بود. خیلی.
    27 ژوئیه 2013، ساعت 12:57:22 پاسخ
  • دیبا

    درود بر شما.من اولین کتابی که از آقای میراسداله خوندم قصه های غیرمعمولی بود اگر اسمشو اشتباه نکنم. بچه مدرسه ای بودم که کادو گرفتمش. از همون موقع به قلم دلنشین ایشون پی بردم و اولین بار توی قلبم تحسینشون کردم. این تحسین هربار که یه اثر دیگه ازشون میخونم باز تکرار میشه.سپاسگزارم
    27 ژوئیه 2013، ساعت 18:40:22 پاسخ
  • tareq

    good
    12 اوت 2013، ساعت 6:45:41 پاسخ
  • صباغ

    دوست عزيزم!عليرضاجان سلام. من رو به يادمي آري يانه؟اگه به يادنداري عيب نداره.خودت رو سرزنش نكن.تو نه فراموش كاري ونه آلزايمرداري.به گيرنده هاي خوتان دست نزنيد. من هم تا قبل از خوندن كتاب"سقط جنين"تورونمي شناختم.امابعدازخوندن اين كتاب احساس آشنايي غريبي با تو پيداكردم.اگه اهل متافيزيك واين چرت وپرتاهستي مي تونم بگم توي عالم "ذر" با هم آشناشده بوديم.يا به قول بودايي ها ،توزندگي قبلي باهم دوست بوديم.چرت وپرت بسه.خواستم بهت بگم مجموعه داستان"سقط جنين"ات يكي از قشنگترين مجموعه داستانهاييه كه جديداًخوندم.من يه معتادم.معتادبه كتاب.تقريباًقسمت عمده حقوقم صرف خريدكتاب ميشه.اماچون به قول پدربزرگ مرحومم:"آدم گدانه چيزي داره نه جاي چيزي."؛كم كم همه فضاي خونه پرشده ازكتاب.يعني خونه مايه كتاب خونه است كه من وهمسرو دوتابچه هام توش لاي كتابهازندگي مي كنيم. توي كمدلباسها؛روي كمدلباسها؛توي ميزتلويزيون؛زيرتخت خواب؛روي تاقچه ها وخلاصه هرفضايي كه يه كتاب جابگيره،حتماًيه جلدكتاب چپوندم.تومحل كارم هم ازاينترنت كلي كتاب دانلودكردم وتوي يه پوشه مخفي كه ازدست وچشم همكارهاي فضول پنهون شده كلي كتاب دارم.وقتي كارم سبك ميشه،همينطوركه به صفحه مونيتوركامپيوترم ذل زدم كه مثلاًدارم كارمي كنم،جات خالي كلي كتاب مي خونم.اصلاًمن از اون دسته ازديونه هام كه باكتاب زندگي مي كنن.حتماخودت مي دوني كه مادودسته ديونه بي آزارداريم:يه دسته كه كتاب مي نويسن(البته بلانسبت شما)ويه دسته هم كه كتاب ميخونن(البته بلانسبت خودم).كتاب خوندن سرِكارمشكلات ظريفي هم داره.توي اتاق من اين پسره همكارم جلوم نشسته.مثلاً"زيردست"منه.پرسنل منه(بله. البته.درست خوندي:"پرسنل زيردست"شما منو چي فرض كردي؟)به هرحال وقتي داستان"كلاغ سوخاري"رومي خوندم،خيلي خندم گرفته بود ودرحالي كه خندم رو خفه مي كردم،پشت مونيتوربه خودم پيچ وتاب مي دادم.حتماًاين پسره براش سئوال شده بود كه مثلاًآماروارقام فلان پيمانكارفلان پروژه پارس جنوبي چه چيزخنده داري داره كه اين بابا اين طور تو دلش ريسه مي ره؟؟؟البته اين نكته رو هم بگم كه اين همكارم كلاًآدم بدي نيست.فقط عيبك كه داره اينه كه مدام انگشتش توي دماغشه.وقتي فكر ميكنه كسي متوجهش نيست،باچنان عشق وعلاقه اي انگشتش رو تو سوراخ دماغش ميكنه وتاب ميده كه نگوونپرس.اصلاًشايدبااين كاربه ارگاسم ميرسه.والاپيداكردن يه تيكه مف كه اينقدرحالي به حالي شدن نداره.نمي دونم اون تودنبال چي مي گرده.چون اگه چيزي هم اون تو بود توي اين سالهابايدپيداش مي كرد.خلاصه چندباري خواستم ازش بپرسم دنبال چي مي گردي؟امااين كاررو نكردم.آدم كه بازيردستش خودموني نميشه.به هرحال خوندن كتاب شماتجربه جالبي بود.مخصوصاً سفري كه زحمت كشيديدوبنده رو هم بااون ژيان به شمال برديد.خيل حال داد.ماكه ازايرون دستمون به شمانمي رسه كه پول كتاب رو بهتون برسونيم.پس به جاي پول همينطوريه ريزبراتون دعامي كنم.برواي جون كه جدم يك دردنياوهزاردرآخرت عوضت بده. روشن باشي جون كه روشنم كردي.پيرشي الهي.خيرببيني الهي.الهي هرچي ازخدامي خواي بهت بده.دستت رو به صورت بكش(دستت رو جاي ديگه نذاري هايه وقت!مثل داستان"شكاف سقف"!فقط به صورتت بكش.خب؟)وبلند بگو "ياعلي".امشب جدم رو تو خواب زيارت مي كني ومرادت رو بهت ميده. راستي توي داستان"بي تا"قد آدم رو2مترو80نوشته بودي.فكركنم اشتباه نوشتي.شايدمنظورت 1مترو80باشه؟توي همون داستان، اول داستان راوي به نيوزيلندمي ره ولي آخرداستان نوشتي بي تا به نيوزيلندرفته.البته مي دونم نيوزيلندجايي كه احتمالاً دو نفرتوش جاميشن وبرهمگان واضح ومبرهن است كه هم راوي وهم بي تاخانم مي تونند به نيوزيلندبروند اما منطق داستان يه جورايي به ريخته اس.البته اين نظرمنه.شايدشما جورديگه فكركنيد.شايدهم بيتا خله به دليل خل وضع بودن با راوي-كه صدالبته شمانيستيد-همراه شده وبه جاي آمريكا به نيوزيلندرفته....خوب بره.ماكه بخيل نيستيم.هستيم؟؟؟دوست دوراز دسترس شماص
    13 اوت 2013، ساعت 3:18:10 پاسخ
  • علیرضا میراسداله

    صباغ عزیز خیلی ممنون از این متنی که نوشتی، خوندنش کلی حال داد. قصه بیتا کامل نیست چون در واقع یک فصلیه از یک رمان ناتمام به اسم ممد مردی که مرد. شاید نباید توی این مجموعه می اومد. ولی راستش من زیاد حال و حوصله ادیت کردن ندارم. یه چیزی نوشتم یه کسی می خوندش دیگه لزومی نداره به کلی آدم فکر کنم چون مغزم اونقدر جا نداره که یک جمعیت گنده توش جا بشه. همین که آدمی مثل تو با این نوشته جات حال کرده برام بسه. بازم مرسی ازت
    20 اوت 2013، ساعت 12:03:37 پاسخ
  • administer

    صباغ عزیز شما می‌تونید از ایران هم مبلغ دلخواهی رو برای این کتاب پرداخت کنید. فقط کافیه در بخش حمایت از کتاب (بالای صفحه سمت چپ) روی گزینه داخل ایران هستم کلیک کنید و بعد مبلغ دلخواهتون رو وارد کنید و با کارت بانکی‌تون پرداخت رو انجام بدین. تشکر
    20 اوت 2013، ساعت 12:24:17 پاسخ
  • حسین

    آقای میر اسدالله من که تا حالا چند تا از داستان های کتاب تون رو خواندم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم ریبا بودند.ممنون از شما و همچنین نشر نوگام که باعث شدند که شما را بشناسیم
    20 اوت 2013، ساعت 22:06:28 پاسخ
  • داود

    كاري خوبي نيست آن دنيا بايد جواب بدهي گناهان كبيره است آقاي نسبتاًمحترم
    11 سپتامبر 2013، ساعت 4:19:26 پاسخ
  • فرشته

    مرسی واقعا جالب بود
    13 سپتامبر 2013، ساعت 14:40:01 پاسخ
  • فائزه

    سلام من خیلی دوس دارم این کتابوبخونم چطوری بایدپیداش کنم
    14 سپتامبر 2013، ساعت 9:08:36 پاسخ
  • administer

    فائزه عزیز سلام کافی است در قسمت بالای صفحه سمت چپ، روی دریافت کتاب PDF یا ePub کلیک راست کنید و save link as را بزنید تا فایل کتاب را دانلود کنید. با مهرنوگام
    14 سپتامبر 2013، ساعت 11:21:35 پاسخ
  • ahmad

    بسیار مفید و آموزندست ممنون
    19 سپتامبر 2013، ساعت 5:46:33 پاسخ
  • احمد

    سلام من اولین کتابی که از آقای میراسداله خوندم قصه های غیرمعمولی بود اگر اسمشو اشتباه نکنم. بچه مدرسه ای بودم که کادو گرفتمش. از همون موقع به قلم دلنشین ایشون پی بردم و اولین بار توی قلبم تحسینشون کردم. این تحسین هربار که یه اثر دیگه ازشون میخونم باز تکرار میشه. سپاسگزارم
    19 سپتامبر 2013، ساعت 5:47:59 پاسخ
  • اسمایل خان

    is vary nice book
    19 سپتامبر 2013، ساعت 8:57:58 پاسخ
  • jamshid mohammadi

    i want to study about the hr mangement
    1 اکتبر 2013، ساعت 13:40:44 پاسخ
  • مدیر نوگام

    آقای رشیدی عزیز، نوگام در حال حاضر کتابی در مورد مدیریت منابع انسانی ندارد. اگر روی وبسایت آمازون به انگلیسی جستجو کنید، احتمالا کتابی مناسب پیدا خواهید کرد. موفق باشید!نوگام
    1 اکتبر 2013، ساعت 15:02:13 پاسخ
  • میهمان

    بيخود بود. بخصوص داستان سقط جنين. زاده تخيلات احمقانه...
    22 اکتبر 2013، ساعت 11:49:28 پاسخ
  • مسعود

    در داخل ایران هستم مبلغ ناچیزی در حد توان پرداخت شد امید به اینکه به دستتان برسد مبالغی که از ایران واریز میشوند
    22 اکتبر 2013، ساعت 12:12:14 پاسخ
  • مدیر نوگام

    مسعود عزیز، از حمایت شما نهایت تشکر را داریم. مبالغی که از ایران پرداخت می‌شوند به دست ما می‌رسند. با مهر نوگام
    22 اکتبر 2013، ساعت 12:15:07 پاسخ
  • میهمان

    متاسفانه من تا کننون کتابی از ایشون نخوندم و فعلا نظر نمیدم
    22 اکتبر 2013، ساعت 22:57:10 پاسخ
  • میهمان

    سلام. خسته نباشید
    23 اکتبر 2013، ساعت 4:39:20 پاسخ
  • سحر

    خیلی دوست داشتم.. خوشحالم که با این نویسنده ی خوب آشنا شدم :)
    13 نوامبر 2013، ساعت 23:13:19 پاسخ
  • Ali Daliri

    سلام.زحمات شما را ارج نهاده آرزوی موفقیت برایتان دارم.
    14 نوامبر 2013، ساعت 19:24:33 پاسخ
  • nahid

    Happy
    8 دسامبر 2013، ساعت 2:25:44 پاسخ
  • mehdi

    سلام علیرضا جان کاش هنوز ایران بودیو میشد باهات رفاقت کرد من تو پادگان کتاباتو به سربازام میدم بخونن اونا هم دوست دارن
    28 فوریه 2014، ساعت 10:34:00 پاسخ
  • سمیرا

    دلت واسه چلچراغ و لیورپول تنگ نشده؟من که جای خالی شما و چند تا از نویسنده ها رو تو چلچ خیلی حس میکنم،ممنون از کتاب خوبتون
    17 مه 2014، ساعت 19:45:30 پاسخ
  • Parsa Kabir

    سلام من ایرانم من با تمام وجود ازفرهنگ کتاب خوانی حمایت میکنم تو خانواده دوستان وهرکسی که کوچکترین اشنایی با اودارمکه هدفی مقدس تر از این نیست جانم فدای وطنم
    27 اکتبر 2014، ساعت 23:13:25 پاسخ
  • نیلوفر

    سلاماین کتاب را دوست دارم و مایلم هزینه پشت جلد کتاب را بپردازم ولی قیمت پشت جلد را پیدا نمیکنم. قیمت را کجا نوشته اید؟
    10 ژانویه 2015، ساعت 18:05:55 پاسخ
    • ویراستار نوگام

      نیلوفر عزیز، ما قیمتی برای پشت جلد تعیین نکرده‌ایم. بیشتر همت عالی‌ست. هر چه قدر مایل باشید، می‌توانید بپردازید. ممنون از همراهی‌تان.
      12 ژانویه 2015، ساعت 10:46:58 پاسخ
  • haroon

    علی رضا جان من که ادببات شوهلن (فلکلور) شیرین ی سرزمین قهرمانان چون سهراب در دلاوری .شاملو در شعر و خودت در داستان نویسی کوتاه ( ایران ) را درست نمی فهمم (که وای به حالم! )بازهم نوازش گر بود.اشتباه درکم نکنید عصاره دست رنج تون را گرفتم .اگر در آینده برای ما (اففانها )داستان ی به زبان نوشتاری فارسی دری داشته باشید خیلی عالی میشود.با احترام هارون "باختری"
    5 فوریه 2015، ساعت 7:26:09 پاسخ
  • Abi Dalvand

    وااای شماها عالی هستید،چه ایده خوبی کتاب صوتی :)من همه ی این داستانو تو فیسبوک خوندم ولی صوتیشم یک بار دیگه گوش می دم،
    20 فوریه 2015، ساعت 20:03:30 پاسخ
    • ویراستار نوگام

      ممنون دوست عزیز که ما رو همراهی می‌کنید. امیدواریم از گوش دادن به کتاب‌ها لذت ببرید.
      23 فوریه 2015، ساعت 0:21:07 پاسخ
  • امیرحسین میرفخرایی

    این کتاب رو به محض انتشار در اینترنت دریافت کردم.سبک نوشتاری ایشون بسیار زیباست و نوع روایتشون در عین سادگی به خاطر دیدظریف و گزنده شون نسبت به مسایل از یه طنز تلخ و گیرا برخوردار هست...از اینکه با یک هنرمند خاص دوست هستم به خودم میبالم. و تهیه و خوندن آثارشون رو به کسانی که دنبال کارهای خاص و فاخر هستن توصیه میکنم...
    28 آوریل 2015، ساعت 12:12:38 پاسخ
  • soltanifard

    سلام. امکانش هست من کتاب صوتی سقط جنین را در یک فایل دانود کنم؟ دانلود هر داستان جداگانه تعداد فایل ها را زیاد می کند.
    13 مه 2015، ساعت 12:16:26 پاسخ
    • ویراستار نوگام

      سلام، به خاطر حجیم شدن فایل کل کتاب، هر داستان در فایل جداگانه‌ای آپلود شده تا با هر سرعت اینترنت قابل دانلود باشه و در میانه راه به خاطر مشکل اتصال اینترنت فایل ناقص نمونه. شما می‌تونین داستان‌ها رو جدا دانلود کنین و خودتون اگر مایل بودین فایل‌ها رو یکی کنید.
      13 مه 2015، ساعت 15:31:40 پاسخ
  • حمیدرضا بشیری - فراز

    علیرضا سلام!کتابت رو خوندم. راستش باید بگم دوستش نداشتم. نویسنده ی حرفه ای نباید عقایدشو به زور به خورد مردم بده. اگه از دین بدت میاد نباید به زور به من بقبولونی که مذهبیون چه جور آدمایی هستن. هر کسی برداشتی داره. حالا اینکه تو چه بلایی سرت اومده یا چرا از این قماش بدت میاد به خودت مربوطه نه من.دوست داشتی مثل صادق هدایت بنویسی ولی هنوز خیلی تا چرت و پرت نویسی صادق هدایت فاصله داری.بخش عمده ای از داستان هات درباره ی خودت بود اما به یکباره از خودت دور شدی و داستان های دیگه ای روایت کردی. کاش خودتو تا انتها حفظ میکردی. در کل کتاب دوست داشتنی ای ننوشته بودی ولی بخاطر اخلاق حرفه ای تا انتها خوندمش تا به نا حق درباره اش حرف نزنم.خوش باشی.
    29 اوت 2015، ساعت 4:55:11 پاسخ

علیرضا میراسداله

علیرضا میراسداله در سال 1352 در تهران به دنیا آمده است و به جز کار در مطبوعات ایران و همکاری با بی بی سی فارسی، نویسنده قصه های زیر است.

  • قصه‌های غیرمعمولی ۱، علیرضا میراسدالله، ناشر: نشر مرکز
  • قصه‌های غیرمعمولی ۲، علیرضا میراسدالله، ناشر: نشر مرکز
  • خوی وارونه دیوها، علیرضا میراسدالله، ناشر: نشر مرکز
  • ویزای کوه قاف، علیرضا میراسدالله، مهدی سحابی (ویراستار و تصویرگر)، ناشر: نشر مرکز
  • مردم معمولی، علیرضا میراسدالله، ناشر: نشر مرکز
  • همین روزها ...، علیرضا میراسدالله، ناشر: مثلث
  • نیم آدم و درناز، علیرضا میراسدالله، ناشر: نشر مرکز - ۱۳۸۶
  • مدارما و سم سلطان، علیرضا میراسدالله، ناشر ...

بیشتر بخوانید