رودی و راوی و موجی
درباره این کتاب
در کانون این رمان زنیست که به گفتهی «راوی» حصاری دور خود تنیده، حصاری که او را نفوذناپذیر میکند، حتی در محرمترین لحظات. زنیست که به گفتهی «موجی»، چشمهایش تمام خمپارههای زمین را ساکت میکند. ما این داستان را ابتدا از زبان راوی و موجی میخوانیم. ولی این دو همهی آنچه «رودی» بوده است را بر ما عیان نمیکنند. تا آنکه...
«رودی و راوی و موجی» رمانیست روانشناختی. در این رمان اشتیاق به فهم شخصیتی که حالا دیگر نیست ولی حضورش در تمامی داستان آشکار است خواننده را کنجکاو میکند و او را فصل به فصل به راوی یا موجی یا مردان دیگر میسپارد. آنها هر یک از رودی میگویند بدون آنکه خواننده را قانع کنند که رودی را به خوبی میشناختهاند. خواننده درمییابد که رودی پازلیست که باید از چینش قطعات مختلف از روایتهای مردان متفاوت فهمیده شود.
ولی آیا این پازل کامل میشود؟ آیا خواننده در مییابد که عاقبتِ رودی را چه کسی رقم زد؟
***
توضیحات ناشر
«رودی» غایبِ همیشه حاضرِ رمان تازهی داریوش کریمی است. با تمام روایتهای «راوی» و «موجی»، «رودی» معمایی است که این دو مرد را مجذوب خود کرده. یک مثلث عشقیِ غریب، شاید رقابت بیسرانجامِ این دو مرد، برای کشف همهی وجوه این زن. داستانی پرتعلیق و پر از کشمکشهای درونی با زاویهدیدهای متغیر. بخش اعظمی از این رمان روانشناختی در فضای دانشگاه میگذرد، دانشگاه سالهای دهه هفتاد- هشتاد. راوی و موجی در دنیایی که برای خود خلق کردهاند، چیزی فرای عشق را میجویند. گویی پیدا کردن کلید اسرار «رودی»، میتواند رازهای بزرگتری را آشکار کند.